از دیشب هیچ نخوابیدم و دارم وارد یه مرحله ی جدید از رد دادگی میشم ، ارائمو تقریبا تموم کردم ولی مسلط نیستم برای گفتنش با اون همه کلمه ی چرت و پرت که تایپ کردم خدا میدونه چقدر قراره سوتی بدم . میزان در رفت و آمد بودن من اونقدر زیاره که حتی خودم هم نمیدانم چرا حقیقتا یکجا نیستم هیچوقت . الهی به امید ِ تو برای امروز :)
+
Writen by شنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۲Time 6:36 هیچ او
|
برچسب:
نویسنده: نیما یوسفی
تاريخ: يکشنبه
15 مرداد
1402 ساعت: 21:13